شناسنامه سریال بازگشت افسانه عقابهای مبارز

  • نام سريال: بازگشت عقابهای مبارز / بازگشت افسانه عقابهای مبارز، عقابهای مبارز بر می‏گردند
  • نام چینی: 神雕侠侣 نام انگلیسی: The Return of the Condor Heroes / Condor Heroes Return
  • محصول: سال 2005
  • تعداد قسمت‏ها: ۴۲ قسمت
  • زمان هر قسمت: ۴۵ دقيقه
  • زبان: زبان اصلی ( با زيرنويس فارسی)
  • فرمت سريال: Divx (قابل پخش در كامپيوتر و پخش‏کننده‏های DVD خانگی
  • كيفيت صدا و تصوير: بسيار بالا
  • عرضه شده در: 4 DVD زبان اصلی به همراه زیرنویس فارسی کامل و دقیق

خرید سریال بازگشت افسانه عقابهای مبارز

درباره سریال بازگشت افسانه عقابهای مبارز

این سریال بر اساس رمانی نوشته جین یونگ (لوئیس چا در واقع این مرد نویسنده افسانه شجاعان هم است) و دومین قسمت از سه گانه عقابها است. دنباله افسانه عقاب‌های مبارز و در ادامه به شمشیر بهشتی و خنجر اژدها ختم می‌شود. داستان مربوط به سرگذشت و ماجراهای یانگ گوا است. یانگ گوا بچه یتیمی که در پایان افسانه عقاب‌های مبارز پدر خود را از دست می‌دهد. یانگ گوآ پسر کانگ و نیانسی خودمان است.
و گوآ جینگ (برادر پیمانی پدرش) و فوآنگ رونگ (رُنگ آر خودمان) او را با خود به جزیره شکوفه‌های هلو می‌برند. در سنین نوجوانی گوآ جینگ او را برای یادگیری کونگ فو به فرقه چوئن جِن برد. در آنجا با مشکلاتی که بوجود آورد و همینطور به خاطر بد رفتاری‌های معلمش فرار کرد و سرانجام به مقبره کهن رسید و شیائو لونگ نو او را به شاگردی پذیرفت. بعدها استاد و شاگرد نسبت به هم ابراز علاقه کردند و عاشق هم شدند. در ادامه ماجرا سختی‌ها و رنج‌هایی که این دو نفر یانگ گوئو و شیائو لونگ نو تحمل می‌کنند را نشان می‌دهد.
بازگشت عقاب های مبارز در حقیقت دنباله‌ای بر افسانه عقابها بوده که در اینجا خط سیر داستان در ادامه قبلی منتها با رویکردی کاملا متفاوت دنبال می‌شود
با توجه به توضیحات مرور منتقدین بر این سریال می توان گفت یکی از بهترین سریالهای موجود در زمینه درام های آسیایی چینی توام با صحنه های زیبای رزمی و دوام یک داستان موازی رمانس بین دو شخصیت اصلی بازیگر زن و مرد داستان است.

داستان سریال بازگشت افسانه عقابهای مبارز

داستان با حمله LiMo Chou به منزل Lu آغاز می شود. وی با بجا گذاشتن اثر کف دست خون آلود بر روی دیوار بالای در ورودی منزل که هر پنجه خون آلود متعلق به مرگ یک نفر در آن منزل خواهد بود محل را ترک می کند. صاحب منزل به فراست در می یابد که این کار متعلق به این زن بوده و بمعنی مرگ تمامی افراد موجود در منزل تا شبانگاه خواهد بود. خانم Lu خدمتکار را برای پاک کردن این آثار خون آلود می فرستد ولی آقای Lu وی را از این کار نهی می کند.
آقای Lu به همسرش جریان بجا گذاشته شدن این آثار و ارتباط معنی دار تعداد آن با کشته شدن به همان تعداد افراد ساکن در منزل را به وی تفهیم می کند. خانم Lu با اشاره به 9 اثر کف دست خون آلود از وی می پرسد که با توجه به اینکه تنها 7 نفر در منزل زندگی می کنند پس چرا 9 اثر موجود است.
آقای Lu در جواب می گوید که دو اثر باقی مانده و اضافی متعلق به برادر و همسر برادر وی بوده که با توجه به کشته شدن هردو منظور این زن پلید دو بچه خردسال آنهاست که با عموی خود زندگی می کنند.
LiMo Chou به این دلیل انتقام می گیرد چراکه برادر آقای Lu زمانی عاشق همین Li MoChou بوده ولی بدلیل روحیه پلید این زن. کم کم برادر آقای Lu علاقه خود را به این زن از دست می دهد و بدین ترتیب با فرد دیگری ازدواج می کند. بر همین اساس Li MoChou سوگند می خورد که از وی انتقام خواهد گرفت.

در نمای درونی منزل آقای Lu را در حال دادن یک دستمال گردن به برادر زاده خود ChengYing می بینیماین دستمال گردن را زمانی Li Mo Chou به برادر آقای Lu داده بودآقای Lu چنین فرض می کند که با وجود این دستمال گردن بعید بنظر می رسد که Li Mo Chou به این بچه تعرضی نماید.
زن و شوهر بر سر اینکه چرا این دستمال گردن را به دختر خود آقای Lu یعنیLu Wu Shuang نداده در حال جدل بودند.
در نهایت این دستمال گردن به دو قسمت مساوی تقسیم شده و هر قسمت به یکی از بچه ها داده شد تا از آنان در مقابل این زن پلید محافظت شود. سپس آقای Lu خدمتکار را فرا خوانده و به وی دستور داد تا هرچه سریعتر و تا جایی که مقدور است بچه ها را از خانه خارج و به مکانی امن ببردزن و شوهر خود نیز منتظر فرا رسیدن زمان رویارویی با این زن پلید شدند.
با فرار رسدن شبانگاه همان روز Li Mo Chou سر رسید و تمامی شمع های منزل را با یک حرکت روشن نمود.
وی در اصل یک راهبه Taoist بوده و با روشن شدن شمع این مطلب با مشاهده لباس وی بخوبی معلوم می گردد.
در این حین آقای Lu به اتفاق همسرش به سمت وی یورش بردندبرتری بسیار بالای رزمی Li Mo Chou کاملا مشخص بوده بنحوی که بعد از چند حرکت آقا و خانم Lu از پا در آمدند
زن و شوهر در لحظه مرگ سعی کردند دست یکدیگر را بفشارند ولی Li Mo Chou با پای گذاردن بر روی دستان انان مانع از این کار شد. وی سپس شروع به آتش زدن منزل نمود و در همین حین آقای Lu به Li Mo Chou در حین مرگ اذعان داشت که در آتش سوختن منزل و انان هیچگاه این حقیقت را که برادر وی هیچ علاقه ای به این زن نداشته را عوض نمی کندLi Mo Chou سپس بفرویت منزل را ترک نموده و در پی یافتن دو دختر خردسال به دنبال رد آنان روان می شود.
یک پسر خردسال بنام Yang Guoدر حالیکه در جنگل در حال جست و خیز و آواز خواندن بوده و جوجه های دزدی در دست داشت را در نمایی دیگر می بینیم. در همین لحظه خدمتکار را می بینیم که بهمراه دو دختر خردسال در حال فرار در همین سوی جنگل هستند. Li Mo Chou بفوریت به آنان می رسدخدمتکار سعی در دفاع از جان دو دختر خردسال می نمایدولی Li Mo Chou وی را با whisk (نوعی چوب کوتاه شبیه وسیله گردگیری که در انتها شامل پر یا الیاف مویی ظریفی است) به قتل می رساندسپس الیاف انتهایی آن را به سوی یکی از دختران خردسال روانه نموده تا دور کمر وی حلقه شود.بناگهان دستمال گردن را بصورت سنجاق شده بر یقه دختر خردسال دیده و بیاد ایام گذشته خویش که آن را برای عاشق خویش می دوخت می افتد. دختر خردسال از فرصت استفاده نموده و بسوی دختر عموی خود می دود. در این حین LiMo Chou دیگر دختر را به چنگال خویش گرفتار می کند و دوباره تکه دیگری از همان دستمال گردن را بر روی یقه سنجاق شده وی می یابد.
در این حین وی خطاب به عاشق سابق خود Lu Li Ding می گوید که بسیار وی را نادان و طماع یافته مادام که از یک دستمال گردن برای حفاظت جان دو دختر استفاده نموده است
دو دختر از فرصت اندک موجود استفاده نموده و پا به فرار می گذارندYang Guo سر رسیده و دو دختر را به عجله در فرار و دور شدن از مهلکه دعوت می کندLi Mo Chou در پی آنان روانه می شود ولی بناگهان توسط دفاع Eastern Heretic Huang Yaoshi (پدر رونگار در افسانه عقاب های مبارز) از حرکت باز می ایستدHuang YaoShi از قدرت فراوان درونی خود ارسال Cheng Ying به منظور تنبیه و زدن دو سیلی به Li Mo Chou استفاده می کند. Li Mo Chou با پرتاب سوزن های سمی همانند دارت به سوی وی درصدد دفع حمله بر می آید. ولی Huang YaoShi با هشیاری حمله مزبور را دفع می کند. Li Mo Chou متوجه حضور بچه ها شده و دوباره حمله می کنددر همین حین وی سوزنی سمی به سوی Cheng Ying پرتاب نموده و با مسموم شدن وی بفوری Lu Wu Shuang را بعنوان اسیر خود برداشته و از مهلکه می گریزد.
در انتهای جنگل صدایی Yang Guo را فرا می خواند و وی با عمو خواندن همین صدای دوردست به سمت وی روانه می شودHuang YaoShi در می یابد که این صدا متعلق به داماد وی Guo Jing است که بگوش می رسدبدلیل اینکه نمی خواهد وی را ملاقات نماید سریعا دیگر دختر مسموم شده را جهت معالجه با خود همراه نموده و سریعا دور می شود
چند ماه بعد گوا جینگ در همراهی با یانگ گو به سوی Quanzhen Sect در کوه Mt Zhong Nan روانه می شوند.